Psychology for change

Psychology for change

وبلاگ تخصصی روانشناسی با تمرکز بر سلامت روان و اختلالات کلینیکی
Psychology for change

Psychology for change

وبلاگ تخصصی روانشناسی با تمرکز بر سلامت روان و اختلالات کلینیکی

نیمکره های مغز؛ ویژه گیها، کارکردهای آموزشی وروش های رشد و تکامل

     مغز انسان شامل نیورونهایی است که تعداد آنها به ده ها  میلیون می رسد. این نیورون ها در نواحی مجرای مغز که هر یک کارکردی تخصصی یافته دارد، انباشته شده اند. مغز از قسمتهای متعددی ساخته شده و هوشیاری از ارتباطات بین قسمتهای مختلف مغز حاصل می شود. قشر دماغ (کورتکس) بزرگترین بخش مغز است و حدود 7/8 وزن مغز را به خود اختصاص داده است. کورتکس شامل دو نیمکره می باشد که از نظر شکل شبیه به هم هستند. تا مدتها به نظر می رسید که این دو نیمکره از جهت سازماندهی و کارکرد یکسانند اما با مطالعاتی که دانشمندان انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که هر نیمکره  ی مغز ویژه گی خاص خود را دارد. در این مقاله سعی شده است ویژگیهای هر نیمکره و راههای تقویت آنها را فهرست وار برشماریم.

ویژه گیهای نیمکره راست مغز

  • سمت چپ بدن را هدایت می کند. 
  •  مرکز درک تصاویر و مقررات است.
  • درک رنگ و لحن صدا در این قسمت است.
  • .قدرت تشخیص چهره ها را دارد .
  • قدرت حل معما را دارد.
  • تخیل و خواب در این ناحیه است.
  • قدرت خلاقیت و کشف کردن دارد.
  • ویژه گیهای زنانه دارد.
  • ورزش و حرکات موزون بدن در این ناحیه است.
  • استعداد موسیقی در این قسمت است.
  • حس لامسه و درک اشیاء به صورت سه بعدی در این قسمت است.
  • جهت یابی توسط این قسمت مغز صورت می گیرد.
  • با هنرهای رسامی و طراحی سروکار دارد.
  • مرکز احساسات و عشق و دوست داشتن دیگران است.
  • ادراکات آن کل نگراست.
  • قدرت نظم و طبقه بندی ندارد.
  • قدرت درک ریاضیات و فلسفه را ندارد.
  • مهارت مدیریت را بلد نمی باشد.
  •  خلاقیت و ذوق هنری دارد.

موانع پرورش نیمکره راست (افکاری که مانع رشد و تکامل نیمکره راست می شوند عبارت اند از):

  • من باید همیشه جدی باشم.
  • حق ندارم اشتباه کنم.
  • من باید عاقلانه عمل کنم و گرنه ....
  • کاری که انجام می دهم باید برای دیگران خوشایند باشد.
  • اگر از نتیجه ی کاری مطمئن نیستم نباید انجام دهم.
  • همیشه دنبال رو آدمهای موفق باشم و شیوه ی عمل آنها را تقلید کنم.
  • بر این باور باشیم که آدم موفق کسی است که در انجام کارها همیشه ساده ترین و کوتاه ترین راه را برود.

راههای تقویت نیمکره راست

  • به مسائل به صورت کلی نگاه کنید نه جزئی.
  • سؤالهای اگر و یا آنگاه بپرسید و پاسخهای متفاوت پیدا کنید.
  • به خود مجال خیال بافی و فکرهای تخیلی بدهید.
  • از گردش در طبیعت لذت ببرید و به اصوات و بوی ها توجه کنید.
  • بازی های فکری داشته باشید.
  • یادگیری را همیشه با کشیدن شکل و طرح انجام دهید.
  • نقاشی و طراحی را بیاموزید.
  • رمان بخوانید و داستان را به شکل تصویر در ذهن مرور کنید.
  • بیشتر نگاه و مشاهده کنید تا اینکه فقط گوش فرا دهید.
  • تصویر آرزوهای خود را در آینده ببینید.
  • به دنبال ارتباطات بین افراد و اشیاء و موضوعات باشید.
  • کودکانه  فکر کنید و حس زیبا شناسی خود را تقویت بخشید.
  • در تحقیقات و کارها، قدرت ریسک (خطر) داشته باشید.
  • در رساندن مطلب به دیگران یا درس خواندن از مثال یا استعاره استفاده کنید.
  •  دیگران را دوست بدارید، احترام بگذارید و تشکر کنید. 

ویژه گیهای نیمکره چپ مغز

  • قسمت راست بدن را کنترل می کند.
  • ریاضیات و فلسفه را دوست دارد.
  •  نظم و طبقه بندی کردن را دوست دارد.
  • همیشه منطقی و تحلیل گر با کارها برخورد می کند.
  •  با تنوع در زنده گی مخالف است.
  • مرکز به خاطر سپردن کلمات و اعداد است.
  • مرکز سخن گفتن و دستور زبان و ترتیب کلمات است.
  • ویژه گی مردانه دارد.
  • با جزئیات سرو کار دارد.
  • از انتقاد دیگران هراسان است.
  • پردازش اطلاعات وطبقه بندی را به عهده دارد.
  • عجول است و حوصله ندارد.
  • هر چیز را فقط با حرف زدن توضیح می دهد و قدرت توضیح مطالب با مثال و شکل را ندارد.
  • قدرت تخیل ندارد.
  • استعداد موسیقی و رسامی ندارد.
  •   قدرت خلاقیت و کشف ندارد.

موانع پرورش نیمکره چپ(داشتن عقاید و باورهای زیر مانع از پرورش نیمکره چپ می شود):

  • نظم داشتن در زنده گی به معنای محدودیت است (آزادی یعنی نداشتن چارچوب).
  • ریاضیات و اینگونه دروس خسته کننده است و من به هر قسمی  شده نباید با آنها روبرو شوم.

  • توجه به جزئیات، تلف کردن وقت است.

  • نوشتن مطالب در زمان مطالعه، وقت گیر است و مرا خسته می کند.

راههای تقویت نیمکره چپ

  • جدول حل کنید.
  • کارهای هر روز را با جزئیات مشخص یادداشت کنید و برنامه ریزی داشته باشید.
  • در زمان مطالعه و درس خواندن، خلاصه نویسی کنید.
  • سعی کنید هنگام گوش دادن، مطالب را به حافظه بسپارید.
  • افکار منطقی را تقویت کنید.
  • برای انجام کارها آنها را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید و مرحله به مرحله کارها را انجام دهید.
  • مطالعات ریاضیات و فلسفه را جزو برنامه های خود قرار دهید.
  • بازی شطرنج و پازل را تمرین کنید.
  • مهارتهای مدیریتی را بیاموزید.
  • در طبیعت برای لذت بردن بیشتر از حس شنوایی استفاده کنید.
  • سخنوری و کنفرانس دادن را تمرین کنید.

یادآوری

به دلایل زیر نمی توان کارکرد هر نیمکره مغز را بصورت جداگانه و بدون ارتباط با یکدیگر در نظر گرفت:

  • عدم تقارن نیمکره ها مطلق نیست بلکه یک امر درجه ای است.
  • نواحی مختلفی در مغز هست که باید فعالیتشان در هم ادغام شود.
  • هیچ دلیل دیگری در دست نیست که چرا مغز اینگونه باید تکامل یافته باشد.
  • فراموش نکنیم که انسان دارای یک مغز باشکوه دو قسمتی است که هر یک از آنها فعالیت تخصصی خود را دارند.

سخن آخر

علاقه روز افزون دانش روانشناسی به مطالعه کارکرد نیمکره های مغز توسط پارادایم (الگو) جدیدی بنام نوروفیزیولوژی در حال گسترش است.

دونالد هب، یکی از خلاق ترین روانشناسان معاصر است که در این زمینه تحقیقات فراوانی انجام داده.

 از جمله کارهای وی؛  بررسی عملکرد نیورونها و سیناپسها و چگونگی تأثیر آنها بر یادگیری، شرطی شدن، برانگیختگی، محرومیت، ترس و هیجانات است.

ماهیت انگیزه و راه های خلق آن در فرایند تدریس

خلق انگیزه ی لازم در شاگردان یکی از مهم ترین کارکردهای درونی تدریس بوده و نیز از جمله مسایلی چالش زای است که همواره معلمان در سطوح مختلف مکاتب و حتا دانشگاه ها با آن رو برو اند. در زنده گی وجود انگیزه لازمه ی رشد است، انگیزه باعث می شود که دهخدا چهل سال از عمرش را در نوشتن یک واژه نامه صرف کند، یا ادیسون زنده گی اش را در لابراتوار بگذراند یا شخصی برای صعود به قله ی کوه ها سردی و خطر را متحمل شود، یا شاگردی تمام مشکلات را نادیده گرفته و به درس و تعلیم بپردازد. اما گاهی این انگیزه نظر به دلایلی ضعیف می گردد و این جاست که تدریس برای معلم  کسل کننده شده و منتج به یادگیری نمی شود. بعضی معلمان این ضعف را برخاسته از تدریس شان نمی دانند، بنابراین می کوشند نا به هرنحوی آنرا توجیه کنند اما اکثریت چنین نیستند و از این موضوع رنج می برند و در صدد راهکارهایی اند که بتواند تحرک را به هدف نیروزایی در شاگردان به وجود آورند، در این نوشتار سعی شده است راه های موثر تحقیق شده و علمی برای خلق انگیزه در شاگردان انعکاس یابد، ابتد از ماهیت انگیزه آغاز می کنیم؛ انگیزش یعنی سبب و علت یا هر آنچه که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد، در تدریس انگیزه به دو نوع درونی و بیرونی قابل تقسیم است؛ از انگیزه بیرونی می‌توان به تقویت‌کننده‌هایی چون پول، تائید، محبت، احترام، نمره و... واز تقویت‌کننده‌های درونی می‌توان به رضایت خاطر و احساس خوب از یادگیری اشاره کرد.

آنچه که بیشتر موجب رفتار خود‌جوش می‌شود، انگیزه درونی است. هدف عمده فعالیت‌های تربیتی معلم یا مربی این است که شاگرد به تدریج از انگیزه‌های بیرونی به سمت انگیزه‌های درونی هدایت شود.
تفاوت اساسی افراد دارای انگیزه درونی با افراد دارای انگیزه بیرونی این است که افراد با انگیزه درونی احساس کفایت بیشتری در خود دارند و کمتر به دیگران اجازه می‌دهند که محرک رفتارشان شوند. این گروه از شاگردان، خود تعیین کننده ی رفتارها هستند و به خاطر کفایتی که در خود احساس می‌کنند، باور دارند که می‌توانند با رفتارشان بر محیط خود تأثیر بگذارند.

این گروه از شاگردان با انگیزه درون‌گرا، تصورشان این است که موفقیت و عدم موفقیت در تحصیل به خاطر نحوه ی رفتار صحیح یا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، شاگردان با انگیزه برون‌گرا، احساس بی‌کفایتی یا کفایت کم داشته و همواره تصور می‌کنند که موفقیت آنها تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر: معلم و سوالات سخت است. این گروه از شاگردان حتی اگر درس بخوانند، باز هم موفقیت چندانی نخواهند داشت. چرا که اندک تلاش آنها به خاطر همان انگیزه‌های بیرونی، همچون فرار از تنبیه یا کسب خواسته معلم است. اینان در صورت کسب موفقیت اندک هم آن را به شانس و تصادف نسبت می‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود. این شاگردان حتی اگر نیم‌نگاهی به موفقیت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول می‌دانند که دست به عمل نمی‌زنند، در نتیجه هرگز طعم موفقیت را نخواهند چشید.
در حقیقت گام اول در برخورد با این افراد چشاندن طعم موفقیت به آنها و درهم شکستن تصور منفی آنها در مورد دستیابی به موفقیت است. در این صورت است که «موفقیت»، «موفقیت» می‌آورد.
از آنجایی که انسان آماده گی دارد تا فعالیت‌ها و تصوراتش را تعمیم دهد، موفقیت در یک درس منجر به موفقیت در دروس دیگر می‌شود و این موضوع در مورد دروس اصلی هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسی در این دروس منجر به بی‌علاقگی به تحصیل و گاهی حتی ترک تحصیل می‌شود و البته عکس آن هم صادق است. به همین علت به معلمان دروس اصلی هر رشته توصیه می‌شود، شرایط آموزشی و امتحانی را مطلوب نمایند و با ارزشیابی‌های مناسب فضای صنف را لذت‌بخش کنند.

 به طورکلی به‌منظور افزایش انگیزه شاگردان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزه‌ها راهکارهای زیر توصیه می‌شود:

1 - سعی کنیم اولویت تجربه‌های شاگردان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه اعتماد به نفس آنها را افزایش می‌دهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است.
2 - برای موفقیت شاگردان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین کنیم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی شاگردان، هرگز آنها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.
4 - شاگردان را در صنف کمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیت‌های عاطفی آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشیم. سخت‌گیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوت‌های منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است که موجب درگیری ذهنی و کاهش علاقه به یادگیری می‌شود.
5 - بلافاصله پس از امتحان یا ارزیابی صنفی، شاگردان را از نتیجه ی کار آگاه کنید.
6 - برای اینکه شاگرد بداند، در طول تدریس به‌دنبال آموختن به چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نکنیم.
7 - چگونگی یادگیری و نحوه ی انجام کار برای شاگرد مشخص شود.
8 - به‌منظور افزایش حس کفایت در شاگرد، از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا همصنفی های خود آموزش دهد.
9 - در مورد مشکلات درسی آموزنده و ریشه‌یابی آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو کنیم.
10 - تشویق کلامی در صنف، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است.
11 - مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح کنیم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بین شاگردان پیشگیری شود.
13 - در فرآیند آموزش متکلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشارکت دهیم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یکایک آنها، سطح انگیزه‌ها را افزایش می‌دهد.
15 - آموزش را با «تهدید» پیش نبریم.
16 - برای شاگردان با انگیزه، خوراک علمی کافی داشته باشیم.
17 - با محول کردن مسئولیت به شاگردان کم توجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدایت و علل کم‌توجهی در آنها را بررسی کنید.
18 - شیوه‌های تدریس را از سنتی به شیوه‌های فعال تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه شاگردان را به کار گیریم.
19 - میان درس صنف و مسائل زندگی که به وسیله ی همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار کنیم.
20 - تدریس را با طرح مطالب و پرسش‌های جالب توجه آغاز کرده و با تحریک حس کنجکاوی، شاگردان را برانگیخته‌تر سازیم.
21 - به وضعیت جسمانی شاگردان توجه کرده و علل جسمی بی‌توجهی و کاهش انگیزه آنان را بیابیم.
22 - محیط صنف را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز کسالت روحی شویم.
23 - با فرهنگ و تاریخچه ی زنده گی افراد مکتب یا محله‌ای که در آن تدریس می‌کنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثال‌های آشنا استفاده کنیم.
24 - به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی شاگردان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع نواقص، جنبه‌های مثبت را تشویق کنید.
25 - در گرفتن ارزیابی و امتحان به وعده خود عمل کنیم.
26 - زمان یادگیری باید در حد توان شاگرد باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان درس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم.
27 -شاگرد را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گام‌های دیگری بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشیم.
29 - به منظور افزایش حس کفایت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات شاگردان استفاده کنیم.
30 - مطمئین باشیم که توجه شاگردان برای شروع تدریس آماده است.
31 - تمام مطالب مشکل را یکجا و در یک جلسه آموزش ندهیم.
32 - به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به شاگردان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای صنف می‌شود.
33 - شاگردان را به گروه‌های «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیم‌بندی نکنیم.
34 - از ورود به موضوعات حاشیه‌ای که منجر به انحراف توجه صنف می‌شود، بپرهیزیم.
35 - با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به شاگردان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهیم.
36 - هرگز شاگردان را مجبور به انجام فعالیت‌های تحقیرکننده نظیر «جریمه» نکنیم.
37 - به افراد درون‌گرا، کمرو، مضطرب که تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه کرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشارکت در بحث‌های صنفی و کارهای گروهی تشویق کنیم.
38 - در روش‌های تدریس، کنفرانس و سیمینار را مد نظر قرار دهیم.
39 - تأکید بر نمره، اضطراب شاگردان را افزایش می‌دهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس می‌شود. این شاگردان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردار اند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده می گیرند که در نهایت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد.
40 - گاهی از تجربه‌های دوران تحصیل و شکست‌ها و موفقیت‌های خود برای شاگردان صحبت کنید.

لکنت زبان درکوردکان؛ عوامل، بایدها و نبایدها

     لکنت زبان از مشکلاتی گفتاری است که معمولا در کودکان آشکار است وبیشتر دیده می شود، و علت های آن می تواند ژنتیکی، جسمانی یا برخواسته از اضطراب های دوران کودکی و فشار های روانی که کودکان دچار آن می گردد، باشد. در این مقاله سعی شده است واقعیت های علمی در مورد لکنت زبان کودکان انعکاس یابد.


سوال ها

  • آیا کودکم لکنت زبان دارد؟
  •  آیا لکنت زبان او قابل درمان است؟
  • چه زمان هایی لکنت زبانش تشدید می شود؟
  • دلایل بروز لکنت زبان او چیست؟
  • چگونه می توانم همراهیش کنم تا رنج نکشد؟

آنچه باید بدانیم

     پدیده ی لکنت زبان را می توان تکرار، کشش ویا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه، توسط فرد دانست که نه تنها نشان دهنده ی نوعی از اختلالات گفتاری است بلکه می تواند نمایانگر احوال عاطفی و احساس درونی فرد نیز باشد. لکنت زبان رانمی توان مبتنی بر یک علت مشخص دانست، بلکه گاهی اوقات ترکیبی از علل جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی است. البته علل وراثتی و ژنتیکی نیز در این میان وجود دارد. کودکانی که دارای چنین اختلالی اند نشانه های آنرا از حدود سه- چهارسالگی آشکار می کنند. این مساله در میان پسران خیلی بیشتر از دختران رواج دارد. گاهی اوقات در مقطعی این مشکل حل می شود، اما دوباره درشرایط خاصی که فرد دراضطراب، نگرانی، ترس، استرس و فشار روانی قرار می گیرد، بازمی گردد.

بسیاری از لکنت زبان ها به مرور زمان با رشد کلامی کودک حل می شود و به ندرت تا بزرگسالی ادامه می یابد. نشانه هایی که برای لکنت زبان معرفی شده اند چنین است:

  • لرزیدن ماهیچه های اطراف دهان و فک؛
  • بالارفتن ونازک شدن صدا درجین لکنت؛
  • تلاش و تنش درگفتار؛
  • رفتارهایی مثل چرخاندن چشم ها، پلک زدن، تکان های کوتاه و سریع سر، که کودک می کوشد به کمک آنها برلکنت غلبه کند.
  • احساس ناراحتی و ترس در زمانی که باید سخن بگوید؛
  • اجتناب از یک کلمه ی ویژه یا روی هم رفته پرهیز از گفتار؛

     گاهی کودک بخش اول کلمه را با سرعت و تشنج ادا می کند. گاهی با فشار شدید پس از سکون به طور ناگهانی و همراه با تشنج کلمه را به زبان می آورد. تکرار مکرر حروف و کلمات و طولانی اداکردن آنها، لرزش عضلات، تکرار نشدن اولین صوت ولی کشیده شدن آن و همان گونه که اشاره شد تغییر دادن تن و آهنگ صدا از جمله رفتارهای فردی است که لکنت زبان دارد. کودک با حرکات سختی که به اجزای صورتش می دهد تلاش می کند تا بتواند روان سخن بگوید. برای این گونه کودکان یکی از مهم ترین مسایل، نحوه ی رویارویی دیگران است کی می تواند تشدیدکننده و یا تسهیل کننده ی درمان باشد. برای همراهی منطقی با این افراد نباید از تعبیر لکنت زبان استفاده کرد بلکه به جای آن عبارت "ناروایی کلامی" توصیه می شود. به هرحال شما به عنوان پدر و مادر نقش به سزایی در درمان این مشکل دارید.


در موجودیت لکنت زبان در کودک، این کار هارا انجام ندهید

  • هرگز ادای او را در نیاورید، مسخره اش نکنید، کلام ناقصش را تکرار نکنید و حتی به قصد شوخی و ازسر مهربانی به او نخندید و اجازه ندهید دیگران نیز چنین رفتاری بکنند.
  •  بی صبری نشان ندهید و به خاطر طول کشیدن زمان صحبتش بالای او فریاد نکشید و بالایش غالمغال نکنید.
  •   اورا سرزنش نکنید و نگویید: "می خواهی دو کلمه حرف بزنی، کوه چپه نمی کنی که این قدر به خودت فشار می آوری".
  • از این که این گونه سخن می گوید خودرا نگران نشان ندهید.
  • اورا به صحبت کردن به خصوص در میان جمع مجبور نکنید.
  • قسمی به چشمانش خیره نشوید که بفهمد خسته شده اید و منتظر تمام شدن صحبتش هستید.
  • نصیحتش نکنید و به او راه حل پیشنهاد ندهید؛ مثلا نگویید: "سعی کن آرام حرف بزنی، نفس عمیق بکش، شمرده شمرده بگو..." این سخنان اورا آزار می دهد.
  •  اشتباهات سخنانش را یاد آوری و اصلاح نکنید.
  • جملاتش را برایش کامل نکنید.
  • اورا دستپاچه نکنید تا سریع حرف بزند.
  • سخنش را قطع نکنید این کار برای او آزاردهنده است.
  •  نگذارید کسی به صحبت کردن او ایراد بگیرد. این قانون را برای تمام اعضای خانواده در نظر بگیرید.

چه باید کرد؟

  • اورا با مشکل لکنت زبانش بپذیرید و اجازه بدهید او نیز این مساله را احساس کند؛ مثلا به جای آنکه بگویید: "کاری نمی توانیم بکنیم، تو لکنت زبان داری، خواست خدا این بوده است و..." می توانید بگویید: "عزیزم! مشکل جدی وجود ندارد تو خیلی خوب درس می خوانی و با علاقه به مکتب می روی مطمیینم اگر همین طور تلاش کنی، حتما موفق می شوی، من و پدرت یا مادرت، خیلی خوشحالیم و به تو افتخار می کنیم".
  • تلاش کنید ریشه ی اضطراب و فشار روانی اورا شناسایی کنید وآن را ازبین ببرید؛ مثلا: به جای آنکه بگویید: "حرف زدن که ترس ندارد، تو هم مثل بقیه سعی کن خوب صحبت کنی" می توانید بگویید: "گاهی اوقات که نگران و مضطرب می شویم ممکن است در صحبت کردن مان تاثیر بگذارد واین طبیعی است، خیلی از افراد این حالت را تجربه می کنند، من هم همین طور بودم، گاهی صدایم می لرزید، گاهی یک کلمه را ناخودآگاه تکرار می کردم، گاهی زبانم برسر کلمات خاصی قفل می شد، ولی عامل اضطرابم را شناختم همه چیز درست شد. اگر تو هم فکر کنی که چه چیزی ممکن است تورا ناراحت یا نگران بکند به نتیجه های خوبی می رسی، شاید ما بتوانیم به تو کمک کنیم. اگر دوست داری بگو چه چیزی تورا آزار می دهد؟".
  • اگر می بینید از گفتن کلمه یا عبارتی خاصی پرهیز می کند و سعی دارد با سکوت، مانع از گفتن آن کلمه یا عبارت شود، احتمال دارد که تجربه و خاطره ی ناخوشایندی از آن در ذهن داشته باشد سعی کنید آن را به حالت خوشایند تبدیل کنید؛ مثلا به جای آنکه بگویید: "گپت را بزن، چرا این قدر من من می کنی؟، به من بگو چه می خواهی بگویی؟" و به این ترتیب اورا کاملا بی انگیزه کنید می توانید بگویید: "یادم هست چند روز پیش وقتی در باره ی پشک حرف می زدی بقیه متوجه منظورت نشدند. درحالی که من حواسم به این بود که تو چقدر جالب می توانی شعر پشک برقی را خوب بخوانی".
  • گاهی درباره ی لکنت زبانش با او حرف بزنید تا بداند شما شرایط اورا درک می کنید وبه این موضوع توجه دارید؛ مثلا به جای آنکه بگویید: "بعضی ها همین قسمی اند، باید به آن عادت کنی" می توانید بگویید این اتفاق برای خیلی افراد ممکن است بیفتد ولی آن قدر مهم نیست که بتواند مانع موفقیت بشود. اگرچه می فهمم برای تو سخت است که نمی توانی روان صحبت کنی اما فکر می کنم با تمرین کم کم می توانی موفق شوی".
  • خودتان آرام باشید و به آرامی سخن بگویید تا غیر مستقیم به او آرام سخن گفتن را بیاموزید او از شما الگو گیری می کند.
  • فرصت بدهید تا در کمال آرامش و بدون عجله و اضطراب حرف بزند.
  • جملات خودرا کوتاه انتخاب کنید و به اندازه ی کافی میان جمله ها مکث کنید و کلمه های تازه و آسان به کار ببرید. او نیز از شما این شیوه را خواهد آموخت.
  •  به طور فعال سخنانش را گوش کنید؛ یعنی با مهربانی و صبورانه نگاهش کنید و نسبت به جملاتش واکنش نشان دهید. و این کار را بیشتر با حالات و حرکات  انجام دهید، مثلا دربرابر مساله ی که با ناراحتی تعریف می کند شما نیز چهره ی غمگین نشان دهید و اگر با هیجان یا شادمانی سخن می گوید شما نیز همراهی اش کنید، حرکات چشم تان خیلی به شما کمک می کند و لبخندهای به موقع بسیار کارساز خواهد بود.
  • سعی کنید احساسات اورا شناسایی کنید گاهی از او بخواهید با کلمات و جملات کوتاهی که دوست دارد احساسش رابیان کند. این کار به شما کمک می کند تا به دنیای درون او راه پیدا کنید.
  • به او گوش دادن فعال آموزش بدهید تا بداند برای بیان خیلی از مسایل نیازی به سخن گفتن نیست بلکه بسیاری از حرف ها با شیوه های غیر کلامی گفته می شود.
  • برایش بسیار داستان بخوانید، البته با آرامش و ادای کامل کلمات.
  • اجازه بدهید زمان هایی که او در حال سخن گفتن است برایش  به خاطره های خوشایند تبدیل شود.
  •  تشویق، عامل مناسبی برای افزایش اعتماد به نفس است و تقویت اعتماد به نفس عامل مهمی برای کمتر شدن فشار حاصل از لکنت زبان.